تبليغاتX
کوتاه
گزارشم با نام"لوکیشن پدرسالار، خانه مهرانگیز کامبیز را از خطر تحریب نجات داده است"  که اردیبهشت 91در مجله جاده های سبز چاپ شد

از گذر باریک و بلند حمام نواب و در امتداد خیابان آبشار غربی و درست در کوچه هداوند به خانه ای می رسم که مردم اگر برای بازدید آن منطقه عودلاجان شرقی را در می نوردند نه به خاطر بنا و معماری قدیمی آن، که برای تجدید خاطره با یک سریال تلویزیونی به نام پدرسالار است که اوایل دهه هفتاد شمسی در شبکه دو صدا سیما پخش می شد؛ سریالی که چنان مورد استقبال مردم آن روزها قرار گرفته بود که دو شنبه های تمام خیابان های سراسر کشور، شبهای آرام و خلوتی را سپری می کرد.


عجیب اما واقعی است که لوکیشن خانه پدر سالار هنوز سرپا مانده است؛ تغییر و تخریب جزئی شده، اما  تیشه ای به ریشه اش نخورده است ...در تملک شهرداری منطقه 12 و نامش به "خانه فرهنگ امامزاده یحیی" تبدیل شده است؛ خانه اگر آنها سالها محل پدرسالاری اسدا.. خان و اجبار سفره ای یکدست برای بچه هایش بود، حالا پر از سر و صدای کودکانی است که خود به دلخواه پا درون عمارت می گذارند و کلاسهای ورزشی، تفریحی و هنری اشان را دنبال می کنند. بچه هایی که هیچ تصویری از پدر سالار در ذهنهایشان ندارند و نمی دانند چنانچه این سریال ساخته نشده نبود به گمان این عمارت هم وجود نداشت .

سریال پدر سالار در سال 1372 به کارگردانی و تهیه کنندگی اکبر خواجوئی ساخته شد. داستان فیلم درباره پدری به نام اسدالله خان(محمد علی کشاورز) است که دوست داشت همه فرزندانش پس از ازدواج در خانه بزرگ و قدیمی او زندگی کنند. همه موافقت میکنند بجز عروس آخر وی که برادرزاده اوست. اسدا...خان از این مسئله به خشم می آید و دعواها و قهر ها از همین جا شروع می شود....بازیگران مطرحی همچون محمد علی کشاورز، جمیله شیخی، نادره خیرآبادی، سیامک اطلسی، کتایون ریاحی،  ....در این مجموعه ایفای نقش داشتند این سریال هم اکنون در شبکه IFILM در حال پخش و مردم را به یک خاطره قدیمی دعوت کرده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 2 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

هیج علاقه ای به دیدن قلاده های طلا ندارم انبوه مردمی که ظاهرا به تماشای این می نشینند برایم عجیب هستند می خواهند چه ببینند دیدنی ها را قبل دیده اند !!!!!!!!............اصلا این روزها تمایلی به سینما رفتن ندارم ...چه می شد که سینما فقط یک هنر می ماند نه هزار پاره ای از بخشنامه ها ....

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 3 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

وقتی که بیلی(براد پیت)  دو بازیکن مشهور تیمش رو می فروشه  و پیتر کمی اونو از عواقب این تصمیم را سرزنش می کنه  ، می گوید " آره حق باتوئه ، ممکن کارم رو از دست بدم ، در هر صورت من یه مرد ۴۴ ساله ام با یه دیپلم و یه دختر که دوست دارم بفرستمش کالج " و اینگونه ادامه می دهد " مشکل اینجاست که تو احساس می کنی باید کارمون رو توضیح بدیم ، نه به هیچ کس توضیح نده ؛ می خوام این تجربه رو از سر بگذرونم ، چه خوب چه بد".

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1391ساعت 0 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

یک شهر ماشینی یک آدم ماشینی یک نفر باید چرخ دنده هاشو درست ...هر کسی واسه یک چیزی آفریده شده فقط باید بدونه قراره چی رو تعمیر کنه و به حرکت واداره ...اکه خوب تعمیر نکنه همه چیز داغونه هم خودش و هم دنیا

+ نوشته شده در سه شنبه 8 فروردین1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

انسانهای خوب و بد که در لحظه مرگ توان بخشیده شدن را دارند ...چطور می توانم نگاه غیرگردشگری داشته باشم به فیلمی که اصلا به مقوله گردشگری قرار نیست بپردازد اما همه اش سیر و سفر است به هاوائی و شن های ساحلی و روزها و شب ها و ابرها و آفتاب این برهوت پر وسوسه 

+ نوشته شده در دوشنبه 7 فروردین1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

معمای سرگرم کننده استاد...سرگرم شدیم فقط یادمان هنوز به زودیاک است!!!


+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

منطق و نظم جایی ندارد وقتی افسون زیبایی به روی صحنه می آید ..اوج زیبایی همه معادلات را به هم می ریزد

+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

رویای سینما سیری ندارد انگار....سینمای رویایی واقعا مال چه زمانی بود...مروری بر خاطرات نسل های قبل 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

کودکانی که آرزوی مرگ پدرانی دارند که دنیا را برایشان سخت می گیرند و فریاد را از آنان می گیرند آفرینش و مرگ که هر بار انسان را در قضاوت و نوع زندگی کردن مردد می کند ...

+ نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

زندگی عجیب اما واقعی...حتی بخشهایی را هنوز به یاد داریم از بانوی آهنین انگلیس ....مریل استریپ هنوز بعد از این همه سال محبوب من است

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردین1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

تصاویری  مبهم از سیاستمداری که 48 سال بر اف بی آی حکمرانی  می کرد....!!!! چطور می توانستم بفهم جی ادگار چه جور آدمی است وقتی هیچ سندی را باقی نگذاشته بود

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردین1391ساعت 1 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

کی گفته توبیخ و اخراج بده ؟ سند آزادی هستند و نفس عمیق ...چقدر لحظه آخر فیلم که «ایبیلین» راضی از اخراج و رها در میان جاده می دوید را دوست داشتم 

+ نوشته شده در جمعه 4 فروردین1391ساعت 3 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

یکی می گفت آدمها رو وقتی می شه شناخت که عصبانی می شن و ناراحت...گفتمانی صلح آمیز که به تحقیر انسانها منجر می شود ...اصلا چرا چهار نفر کنار هم می نشینند وقتی قرار نیست کنار هم باشند دنیایی سیاه از  تفکر و جدل لفظی بزرگان ...دنیایی سفید از زد و خوردهای فیزیکی کودکان

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1391ساعت 3 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

تلاشی برای سرنح از یک نیستی ؟ رنج کودکانی که هنوز درد بی درمان را شفا می خواهند ؟ ای کاش کسی بتواند ترس آنها را بفهمد ترس از مدرنیته و انسانها ....ترس وقت زیادی از انسان می گیرد همان طور که عشق بی درمان روزهایت را هدر می دهد 

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

عمر را مگر می شود پس انداز کرد ؟؟ انتظار احمقانه ترین انتظاری است که انسان می کشد ? انکار مهمترین واقعیت یک انسان!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام"تور بین المللی "جدایی نادر از سیمین" با افتخار به پایان رسید"  که اسفند 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

درمهمترین رخداد سالانه سینمایی جهان نام ایران چنان با افتخار به صدا در آمد که نیمه شبِ تمام مردم کشورمان را به جشنی باشکوه و پر غرور بدل کرد و نگاه مهمترین اعضای هنر هفتم دنیا را به سوی خود جلب کرد. روز دوشنبه هفتم اسفندماه تمام چشم های مهتران سینمای جهان، کنجکاوانه به مردی نگریست که جایزه اش را به مردم کشورش تقدیم کرد، به مردمِ کشوری که صاحب شکوه، غنا و قدمت فرهنگی هستند و می دانند که همه فرهنگ ها قابل احترامند، مردمی که جایگاهشان فرارتر از تمام جریانات رسانه ای، عالی و بلند مرتبه است. همه و همه قدردان اصغر فرهادی هستیم که از درون صفحه معجزه گر تلویزیون طنین نام کشورمان را در سالن پر زرق و برق کداک تیه تر انداخت که میلیونها ببیننده مشتاق از سراسر دنیا به پایش نشسته بودند. در مراسم اعطای 84 امین دوره جوایز اسکار، نام ایران دو بار توسط مشاهیر عالم سینمای دنیا خوانده شد بار اول که جایزه بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد و بار دوم که برای نامزدی بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی گفته شد. دیگر در این روز کسی یادش نمانده بود که نادر و سیمین برای چه راه به جدایی داشتند و اصلا تلخی ها برای چه بود؟ ترمه از چه چیز نگران بود و سیمین چه چیز را در مقابل چه از دست می داد؟ اما انگار بیشتر یادمان از نادر است که به خاطر تمام تعلقات و گذشته اش حاضر به رفتن و دل کندن نبود. تعلقاتی که تنها یک پدر بیمار نبود بلکه چیزی و ریشه ای  از درون که انگار رها شدنی و دور انداختنی نیست. اجرای تور بین المللی و بی نظیر فیلم جدایی نادر از سیمین در یکسال گذشته در سراسر دنیا، سطوحی از ایران ناآشنا را به جهانیان معرفی کرد که هم با ارزش است و هم قابل تامل. حرف ها و چیزهایی که به طور نامحسوس برای بازاریابی گردشگری کشورمان و همچنین حوزه میراث و فرهنگمان پله ترقی و رشد خواهد شد.  سازنده فیلم جدایی نادر از سیمین گر چه در سفرهای یک سال گذشته اش بار سبک کرده و توشه اش همین یک فیلم بود، اما باز خورد و نتیجه این سفرهای پربار، تکرار نام ایران در محافل مهم بین المللی دنیا بود و سرفرازیش بیش از آن که برای خودش باشد برای مردم کشورش نوشته و رقم خورده شد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 10 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام" گردشگری در قاب سینما 2 -سینمای ایران عید نوروز را از یاد برده است"  که اسفند 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

"گردشگری فیلم" پدیده ای رو به رشد در جهان است که اگر نه به طور مستقیم بلکه غیر مستیقم  زیبایی، تاریخ و رسوم باستانی کشورهای مختلف را به جهان معرفی می کند و مردم را از جلوی پرده بزرگ سینما بلند کرده و آنها را به گشت و گذار در میان  صحنه های واقعی فیلم های مورد علاقه اشان دعوت می کند.این روزها صاحبان صنایع گردشگری کشورهای موفق دنیا قدردان سینمایی هستند که بتواند موضوعات داستانی خود را با جاذبه های باستانی و طبیعی سرزمین شان عجین کند و بازاریابی گردشگری کشورشان را به صورت رایگان به جریان بیاندازد.

اما آن چه بر گردشگری فیلم ایران از آغاز تا کنون اتفاق افتاده، عبور گذری و نه جدی از مهمترین وقایع تاریخی و باستانی این مرز و بوم بوده است. سینمای ایران به  جاذبه های گردشگری و تاریخی و همچنین رسوم کهن سرزمین مان بسیار مقروض است. هنوز  فیلمی در ایران یافت نشده که گردشگران به خاطر صحنه ها و زیبایی آن به ایران سفر کنند و مهمتر این که پُر داستان ترین عیدمان یعنی عید باستانی نوروز هم هنوز به طور جدی از سوی این صنعت مورد توجه قرار نگرفته است؛ هر چه به مغز خود فشار می آورم و در سایت ها به جست و جو می پردازیم کمتر فیلم محبوب و معروفی را می بینیم که عید نوروز را با همه شکوهش معرفی کرده باشد.  این روزها که ایران نیاز دارد تا مردم جهان بیشتر پی به فرهنگ ایرانی و سنت اصیلش پی ببرند براستی کدام فیلم توانسته حق مطلب را ادا کند. در تمام این سالها که نوروز فقط در سریال های گذری صداو سیما و یا در فیلم های مستند ساخته شده است هیچ گاه این پدیده نتوانسته به طور جدی در سینما راه بیابد . با این حال در این شماره  چند فیلم مطرحی که خواسته یا  ناخواسته  به عید نوروز نگاهی داشته اند را معرفی می کنیم ...اول از همه باید سر احترام در مقابل کسی فرو آورد که اگر چیزی از نوروز نساخته بود عجیب بود و حسرتی می گذاشت بر دلمان ....از علی حاتمی که تصاویر تاریخ را برای ما زنده و ماندگار کرد.

آیین چراغ خاموشی نیست (فیلم کمال الملک محصول 1362)

الحق که اول و آخر صحنه های ماندگار و تاریخی این مرز و بوم را باید از نقش های زیبایی یافت که علی حاتمی بر تصاویر فیلم هایش می زد و حرفی هایی گفت که هنوز هر کدام از آن همانند سخنان بزرگان و ضرب المثل های قدیم دهان به دهان می چرخد .. "فیلم کمال الملک" شاید تنها فیلمی است که نوروز را به آیین و رسوم ایرانیان کوتاه، اما چنان با شکوه به تصویر نشانده که حتی شاه قاجار آن زمان را در هنگام تحویل سال گشاده رو در لب و بخشش در اعطای عیدی به نمایش می گذارد؛ در آغازین صحنه فیلم، ناصرالدین شاه در میان آیین نوروزی نشسته و در تالار آینهِ کاخ گلستان، سفره‏ هفت‏سین، سبزه و سیب و ماهی و آینه قرآن چیده شده است. بر تصویر موسیقی سنتی ایران گزارده شده و تحویل سال نو با شکوه تمام برگزار می شود این صحنه ها به قدری زیبا فضا سازی شده اند که عزت ا... انتظامی بازیگر نقش شاه بهترین نوروز زندگیش را نوروز ساختگی فیلم دانسته و گفته است: "نوروز بسيار باشكوهي بود علي حاتمي براي همه كارها سنگ تمام مي گذاشت و براي صحنه نوروز كه در كاخ گلستان فيلمبرداري شد همه چيز بسيار خوب و درست چيدمان  شده بود. سلام رسمي گذاشته بود، دعاي مخصوص سال تحويل خوانده شد، با صداي توپ تحويل سال اعلام شد و به همه عيدي دادم كه برايم بسيار بااهميت بود"....فیلم کمال الملک به کارگردانی علی حاتمی در سال ۱۳۶۲ساخته شد و به زندگی نقاش برجسته ایرانی، کمال‌الملک می‌پردازد؛  هنوز تخت طاووسی که علی حاتمی در این فیلم مدلسازی کرده بود در کاخ نگهداری و توسط گردشگران بازدید می شود.


 

آتش بازی در شهر، آتش سوزی در دل  (چهارشنبه سوری محصول 1384)

فیلم سینمایی چهارشنبه سوری که نام آیین مهم ایرانیان درآخرین چهارشنبه سال را بر خود گذاشته، ادای دینی به رسم قدیمی سرزمین مان است. البته این رخداد به شیوه حاتمی نمایش داده نشده که گذشته را به رخ امروز بکشاند و به اعماق فضاسازی و فلسفه تاریخی هر چیز برود بلکه از نوع کارگردان بنام این روزها، یعنی اصغر فرهادی است که هر چیز حتی این رخداد را در فضای واقعی و شکل امروزی اش به نمایش می گذارد؛ رسم های سنتی که آدم های امروزی رنگ و لعابش را تغییر داده اند اما آن را از بین نبرده اند.. فیلم حال و هوای روزهای قبل از عید نوروز، خانه تکانی ها، برنامه ریزی سفر، صدا و شلوغی بیش از اندازه ایرانی ها را به تصویر می کشد. روز چهارشنبه سوری را با تمام ناامنی و خطراتی که البته در این تصاویر فقط حس می شود و دیده نمی شود به بیننده منتقل می کند و شور و هیجان و رقص و پایکوبی جوانها از صدای انفجار ترقه ها و وسایل آتش سوزدیگر را نشان می دهد؛ برپایی آتش در پارک ها و خیابان هایی که در این شب اصلا آرام نیستند. این فیلم گرچه تلخ تر از آن است که تبلیغی برای رسومات تاریخی مان باشد اما گردشگران ماجراجو عاشق همین حادثه ها و ماجراجویی هایی هستند که قانون زیاد پاگیر آن نمی شود ...داستان این فیلم درباره دختر جوانی است که برای کار به خانه ای می رود و در طول روز با زندگی آنها از نزدیک آشنا شده و درگیر ماجراهای آنها می‌شود. فیلم حال و هوای غمگین انسانهای بزرگسال را در روزهای قبل عید به خوبی نمایش می گذارد.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 10 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام"تور بین المللی "وان زیلز ،جاده بدنامی که مسافران ماجراجویش را نمی خواهد"  که اسفند 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

به راستی امضا و اثر انگشت کدام مهندس راه و ساختمان در پای طرح و اجرای ساخت جاده وان زیلز(Van Zyl's) نامبیا نقش بسته است؟ آیا وان زیلز یک مسیر اتفاقی و ساخته طبیعت است؟ و یا واقعا چیزی شبیه به راه و جاده توسط کسانی برنامه ریزی و ساخته شده است؟  کدام استاندارد در طراحی این جاده رعایت شده و چه کسانی حاضرند خود را به عنوان سازندگان جاده معرفی کنند؟   

جاده وان زیلز چگونه پیدا شد؟

یک ماجراجویی، حقیقت پیدایش جاده وان زیلز بود.  مسیر وان در سال 1920 کشف و پس از آن محل عبور و مرور ساکنین روستای هیمبا (Himba) و مسافران ماجراجو کشورهای مختلف شد. جاده ای که از میان دو رشته کوه عبورمی کند و آخرش به دره زیبای مارین فلاس (Marienfluss ) نامبیا می رسد... مرد شجاعِ هلندی به نام وان زیلز در قرن نوزدهم میلادی، جستجوگر این راه بود و جالب است که حاضر شد ماشینِ فوردِ نازنینش را در میان تکه سنگ ها، صخره ها، خارها و دیگر موانع راه به حرکت در آورد. معلوم نیست این مرد چگونه مسیرها را تشخیص داد  و چه سختی هایی را متحمل شد اما هر چه است مسیری را با ماشین پیمود که تا قبل از آن در مناطق کوهستانی تنها با قاطر و یا پیاده مقدور برای سفر بود؛ زحمات آقای زیلز البته هدر نرفت و  به پاس قدردانی از تمام زحمات و تلاش هایش  نام او را بر جاده نهادند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 8 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام" گردشگری در قاب سینما یک -پاریس شهری که سینما را افسون کرده است"  که  بهمن  90در مجله جاده های سبز چاپ شد

معلوم نیست این همه ستایش از پاریس آنهم از سوی روشنفکران و هنرمندان ادای احترام به گذشته ها است و یا به راستی این شهر لحظه های نابی را به وجود می آورد که تمام ذهن های زیبا به جنب و جوش می افتند و نمایش رنگارنگ و زیبایی از آفرینش آثار هنری رخ می دهد این گونه که انگار هنر در پاریس زاده می شود نیمه زیبای اش را برای ادای دین به او می دهد و نیمه دیگرش را به خانه می برد.این روزها گر چه وودی آلن کارگردان سرشناس سینما در خانه اش به سر می برد اما "نیمه شب در پاریس" اش آنقدر رویایی و شگفت انگیز است که وسوسه باران های اسیدی این روزهای پاریس را هم در دلت می اندازد.  اصلا پس از این فیلم، خوردن یک قهوه در نیمه شب یک کافه کوچک پاریسی حسرت می شود.

پاریس شهر خوش شانسی است که بارها و بارها در صفحه سینما قرار گرفته و تبلیغات رایگان برای دیدنیش در سراسر دنیا می چرخد. سینما از آغاز تا همین حالایش ولع رفتن به این شهر زیبا را بارها و بارها به دل مردم جهان انداخته و آخرینش همین فیلم پر سرو صدای "نیمه شب در پاریس" است که در جوایز معتبر سینمایی جهان درخشید و  همین بهانه شده است تا به جمع آوری فیلم هایی بپردازیم که به گفته سرشناسان صنعت توریسم و سینما ی جهان گردشگران زیادی را روانه این شهر کرده است.

نیمه شب درپاریس(2011)

گیل یک فیلمنامه نویس سطح پایین هالیود است که در سفری با نامزدش به پاریس آمده و در قلبش آرزوی نوشتن رمانی بزرگ دارد. عاشق آن است که زیر باران شگفت انگیز شهر قدم بزند تا در کافه هایی که شاید روزی ارنست همینگوی در آنجا نشسته، قهوه ای بخورد ... او در پرسه های شبانه اش در پاریس گم می شود و در قسمتی از تاریخ قرار می گیرد که تمام عمر آرزوی بودن در آن زمان را داشته است. گیل شبهای سفر پاریس اش را با نویسندگان معروف دنیا همچون اسکات و زلدا فیتزگرالد و ارنست همینگوی و نقاشانی چون پابلو پیکاسو و ...به گفتگو  می نشیند و کافه می خورد. در یک کلام این فیلم تصویر رویایی و درخشانی از فرانسه به نمایش می گذارد. از کاخ ورسای تا کتابفروشی معروف شکسپیر. نیمه شب درپاریس ستایشی بزرگ از پاریس  و جایگاه اش در حوزه روشنفکری، هنر و ادبیات است.

راتاتویی (موش سر آشپز) (2007)

موش سر آشپز که بارها و بارها شبکه های تلویزیون ایران آن را پخش کرده اند و حالا همه او را می شناسند رمی، موشی که به خاطر رویاهایش از فاضلاب های پاریس بیرون می آید تا به همه نشان دهد بهترین سر آشپز یک رستوران در پاریس است . این کارتون نمایش قشنگی است برای کسانی که عاشق غذاهای فرانسوی و ظرافت خدمات  آشپزخانه ای در فرانسه هستند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 30 بهمن1390ساعت 9 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام"جاده کن نون سرسبزترین جاده خطرناک دنیا"  که بهمن  90در مجله جاده های سبز چاپ شد

تصادفات مرگبار در "جاده  کن نونِ" (Kennon Road) فیلیپین سالانه جان بسیاری از افراد را در خطرانداخته و این مسئله سبب شده است که دولت اعتبارات و هزینه های بیشتری را در خصوص کم شدن تلفات انسانی، آسیب ها و تصادفات جاده اجرا کند. جالب اینجاست که درصد زیادی از این اعتبارات قرار نیست به بازسازی و ایمن کردن جاده منجر شود، بلکه قرار است به مشاوره با رانندگان و عبورکنندگان این جاده زیبا در خصوص نحوه رانندگی و همچنین آگاهسازی با خطرات پیرامونش بپردازد؛  عجیب اما واقعی است که مرکز مشاوره دانگوا(Dangwa) بعد از ماه مارس معروف به ماه تصادفات در همسایگی جاده کن نون ایجاد شد و حالا هر راننده ای که بخواهد در  آن رانندگی کند و به خصوص از تقاطعش با بزرگراه هالسما (Halsma highway) عبور کند باید برگه مشاوره دانگوا را دریافت کرده باشد. مرکز مشاوره دانگوا به رانندگان هشدار می دهد که در راهی قدم  میگذارند که به احتمال زیاد تصادفات و خطرات زیادی در انتظارشان است.

 

گران ترین پروژه عمرانی قرن نوزدهم میلادی

در سال 1903 با تلاش مشترک آمریکا، فیلپین، چین و ژاپن یکی از مشکل ترین و گرانترین پروژه های عمرانی با هزینه های  دولت های استعمارگر تاسیس شد.  در این پروژه 27 میلیون دلاری بیش از 2300 نفر از کارگران خارجی و محلی مشغول به کار شدند و چند سال به طور متدوام به ساخت و ساز مشغول بودند.  صدها تن از کارگران به خاطر بیماری مالاریا که به خاطر ازدیاد حشره مالاریا در منطقه کوهستانی کلرادو(Cordillera) بود جان خود را از دست دادند و بسیاری نیز در اثر بی احتیاطی در عبور و مرور در تنگه های کوههای کلرادو سقوط کردند؛ البته بعضی از کارگران در مناطق نزدیک به جاده سکنی گزیدند و هنوز اسلافشان در کنار جاده مرگ(به تعبیر خودشان) زندگی می کنند. در سال 1905 تقریبا جاده برای سفر افتتاح شد و به افتخار مهندس سازنده اش نام" کن نون" را بر آن نهادند. این جاده که در استان  بنگوئت(Benguet)  قرار دارد یکی از سه راه دسترسی عمده و البته کوتاهترین راهی است  که به شهر توریستی باگیو (Baguio) متصل می شود .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 3 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام" جاده پري چمنزار- افسونگر جاده ها"  که  دی 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

سال 1969 ایالت آلاسکا برای کشف نفت در خلیج پرادهور و همچنین برای کشیدن 800 مایل خط لوله در منطقه ناچار شد به حل و فصل ادعای مالکیت زمین های منطقه با بومیانی بپردازد که از معدنچیان طلا بودند و روزگار طولانی را در سرزمینی با شرایط نامساعد زندگی می کردند. افراد محلی تا آن زمان نمی دانستند با موافقت ضمنی آنها برای تصرف بخشی از اراضی یکی از مهمترین بزرگراه های دنیا ساخته خواهد و  آنها را در مسیر زندگی رو به جلو قرار خواهد داد...بزرگراه "جیمز دبلیو دالتون" فقط در 5 ماه ساخته شد تا بتواند دسترسی رسیدن خدمات برای حفاری های نفتی را به راحتی در اختیار شرکت های نفتی و دولت آلاسکا قرار دهد. پس از تکمیل خط لوله این جاده همچنان به عنوان مسیری برای انجام عملیات های صنعتی در خلیج پرادهو مورد استفاده قرار گرفت و تنها کامیون ها و ماشین های سنگین اجازه تردد در آن را داشتند. تا سال 1981 جاده جیمز دالتون تا 211 مایلی اش اجازه ورود به مردم عادی داد که تا آن زمان هنوز یک اتومبیل شخصی اجازه ورود به آن را نداشت اما در سال 1994 ورود به تمامی جاده آزاد و همه نوع خودور دسترسی به آن داشتند البته ناگفته نماند این مسیر به خاطر مخاطراتی که داشت تنها از سوی گردشگران ماجراجو و عکاسان حیات وحش مورد استقبال قرار می گرفت  .... این بزرگراه به افتخار جیمز دبلیو دالتون یک مهندس اکتشاف نفت که در توسعه بعد از جنگ سرد خدمات فراوانی به کشورش کرد به این اسم نامگذاری شده است.

جاده جیمز دبلیو دالتون گرچه مناظرزیبا و بکرطبیعی و همچنین مناطق جنگلی زیادی را در مسیر خود پذیرا است اما سفر به درون آن ریسک بزرگی است ریسکی که باعث شده در لیست 10 جاده خطرناک دنیا قرار گرفته بگیرد. جاده دالتون از منطقه فیربنکس در شمالی ترین قسمت آلاسکا آغاز می گردد و در یک امتداد 400 مایلی و عبور از کوه های محدود بروکس به خلیج پرادهور می رسد درست در لبه آمریکای شمالی قرار دارد و تنها راهی است که ایالات متحده را به اقیانوس منجمد شمالی می رساند ..  در ادامه زیر فهرستی از خطرات این جاده را معمولا ممکن است همزمان اتفاق بیافتد ذکر می شود...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 17 دی1390ساعت 11 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام"افسانه های ژاپنی در نینجا رستوران ژاپن  که  دیماه  ۹۰ در مجله جاده های سبز چاپ شد

نینجا رستوران نیویورک در لیست عجیب و غریب ترین رستوران های دنیا از آن جهت قرار گرفته است که فرهنگ ژاپن باستان و تمام تاریخ نینجاها را برای مشتریانش زنده می کند و با تمام خلوص نیت جامعه رمزآلود رزمی کاران سیاهپوش و نقابدار را به میان میزهای غذاخوریش می آورد  تا از  تمام آنها برای ایجاد فضای فانتزی و یک صورتحساب گرانقیمت دریغ نکند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 11 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام"طعم یک روز امپراطوری بر قاره پهناور هندوستان که  دی 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

هندیها می گویند چنانچه قرار است کشورشان را به قصد دیدار و آشنایی با معابد، غذاهای تند، تاریخ باستانی، مارهای افسونگر، بالیوود جذاب و عرفان بی همتایش درنوردید، بهتر است به لیست خواسته ها و آرزوهایتان یک چیز دیگر هم اضافه کنید تا دیدارتان کامل کامل شود .. آن چیز اضافه  سفر  با قطار سلطنتی هند शाही भारतीय रेल सड़क हाथ (رویال ایندین ریل تور) است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1390ساعت 12 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

تمام اشباح قلعه دینبورگ

به گواه دهها تجربه عجیب و غریب،قلعه ادینبورگ یکی از بزرگترین شکارگاه های ارواح جهان است و تا کنون در هیچ جای دنیا مردگان این گونه در روی زمین عرض اندام نکرده اند که در این قلعه روی خود را پدیدار کرده اند؛  این قلعه و دهها نمونه تاریخی دیگر (از جمله بن بست مری کینگ) امضای کشور اسکاتلند را بر پرونده تجسم ارواح مردگان حک کرده  و نشان داده است  که حیات پس از مرگ در این سرزمین به طور غریبی جریان دارد و شاید دوزخ انسانها همین کشور است که البته پلکانی تا بهشت راهی ندارد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 12 دی1390ساعت 12 بعد از ظهر توسط نرگس فاضلی |

گزارشم با نام" اسرار بن بست مری کینگ که  آذر 90در مجله جاده های سبز چاپ شد

اگر اسکاتلند دنیای ارواحش را دوست دارد و هر سال فستیوالهای اشباج و مردگان را برگزار می کند نباید بیش از پیش سرزنش شود چرا که دنیای حیرت انگیز ماوراطبیعه در این کشور بیش از هر جای دیگر دنیا خود را نشان داده است و مردم از سراسر جهان به این کشور سفر می کنند تا معمای ارواح طاعون زده بن بست مری کینگ و کوچه پس کوچه های اطرافش را کشف کنند.  بن بست مری کینگ و دالان های همجوارش که در قرن بیستم میلادی دیگر  به یک شهر زیرزمینی بدل شده بود و اسرار خود را نیز با خود دفن کرده بود پس از 300 سال مورد توجه قرار گرفت و تازه در سال 2003 بود که مسئولین زیر فشار و درخواست های مردم و نهادهای توریستی آن را به عنوان یک گردشگاه معرفی کردند  تا گردشگران درون خیابان های مرموز و کوچه های تیره و تاریک قرون وسطایی شهر قدیمی ادینبورگ که دست نخوده بود ارواح زیادی را شکار کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1390ساعت 11 قبل از ظهر توسط نرگس فاضلی |