تبليغاتX
کوتاه
 ابطحی در وبلاگ خود نوشت:دو سه روز پیش یکی از دوستان sms زد که در سایتی نوشته اند خاتمی به اطرافیانش سپرده که بگویند مخارج سفرهایش توسط رهبری پرداخت می شود! خیلی توجهم را جلب نکرد. نمی دانم چرا فکرکردم []. .. می دانستم دروغ است چون من سال هاست شاهد آنم که آقای خاتمی هیچ وقت از رهبری مایه نمی گذارد؛ چه در دوران ریاست جمهوری و چه در بعد از آن. مثلاً تا به حال حتی در هیچ جا نگفته که بعد از ریاست جمهوری به صورت مستمر با رهبری دیدار داشته است و در همه ی مسائل گفت و گو می کند. اتفاقاً دیروز ۳ تا جلسه ی متفاوت با آقای خاتمی داشتم. در هر سه جلسه با همکارانش صحبت می کرد که چرا کسی این دروغ بزرگ را تکذیب نمی کند؟ می دانستم که خرج سفر جلساتی که شرکت کرده را میزبانانش می دهند....شخصیت های بزرگ سیاسی دنیا، حتی در اندازه ی کلینتون که رئیس جمهور آمریکا بوده، برای سخنرانی هایشان پول می گیرند. حالا خاتمی که نه پول می گیرد و میزبانانش نیز خرج سفرش را می دهند، چرا باید با این دروغ بزرگ مواجه شود؟ دیروز در جلسه ای که شاهد این بگو مگوها و حرص و جوش خوردن های آقای خاتمی بودم، به ذهنم رسید که خاتمی تنها شخصیت سابقی است که دنیا پس از پایان مسئولیتش بیش از دوران مسئولیتش به او احترام می گذارد و به سخنش گوش می دهد و نیز خاتمی در دوران پس از مسئولیتش شاید بیش از دوران مسئولیتش از منافع ملی کشور حمایت می کند. آیا خرج سفرهای تاریخی او که میزبانانش می دهند، باید مورد سؤال قرار گیرد؟!
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/30ساعت 15:22 توسط کوتاه |

 

 بي بي سي به مناسبت يكصدمين سال تولد "دافنه دوموريه"، نويسنده مشهور انگليسي و خالق كتاب "ربه كا" قصد دارد دو فيلم تلويزيوني را بر اساس زندگي ادبي اين نويسنده توليد كند...

 

 

 

 

 

 

 

اين فيلمها شامل يك فيلم داستاني با عنوان "دافنه" و يك فيلم مستند با عنوان "جاده اي به طرف ماندرلي" مي شود....در فيلم داستاني 90 دقيقه اي "دافنه" كه از اسرار زندگي عاشقانه اين نويسنده مشهور پرده برمي دارد، جرالدين سامرويل، اليزابت مك گاورن و جانت مك تير نقش آفريني مي كنند...فيلم مستند 50 دقيقه اي نيز توسط استوديو دنهام توليد شده و به ماجراي تحقيقات ريك اشتاين، مدير شبكه 2 بي بي سي درباره زندگي دوموريه مي پردازد...فيلمنامه فيلم داستاني بر اساس زندگي نامه دافنه دوموريه اثر "مارگارت فورستر" نوشته شده و به سالهاي بعد از نوشتن كتاب "ربه كا" و پيش از نوشتن داستان كوتاه "پرندگان" از زندگي اين نويسنده مي پردازد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/30ساعت 14:16 توسط کوتاه |

 

ديروز با چند دوست رفته بوديم قلعه دختر...در 6 كيلو‌متري  فير‌وز آبا‌د فارس است ..بر‌فر‌از‌كو‌هي قرار داشت و براي رسيدن به آن بايد   500 پله را طي مي كرديم ..بنايي مربوط به دوران ساسانيان و ساخته شده توسط اردشير بابكان ...راهنما مي گفت اين دژ براي نگهداري از زندانيان خطرناك و يا مكاني براي پناه آوردن پادشاه شكست خورده در جنگ بود كه با وجود انبارهاي غذا و منابع آبي كه به رودخانه وصل بود و همچنين زمينهاي كشاورزي اطراف مي‌توانستند مدت زيادي در مقابل محاصره و حمله دشمن دوام بياورند...در زمانهاي قديم قلعه و يا دژهايي را هم كه بر روي كوه‌ها و يا تپه‌ها بنا شده و دسترسي به آنها به هر نحو با مشكل امكانپذير بوده به نام قلعه‌ي دختر نامگذاري مي‌شده‌ است...قلعه دختر يعني قلعه دست نيافتني...

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/11/28ساعت 14:45 توسط کوتاه |

 

چهلمين سالگرد در گذشت فروغ فرخزاد را پشت سر ميگذاريم

شاملو در مورد فروغ گفته است:‏[...] فروغ، تا آن حدی که من می شناسم و به من ‏اجازه می دهد که قضاوت کنم، در شعرش- هم ‏چنان که در زندگی- یک جستجوگر بود. من ‏هرگز در شعر فروغ نرسیدم به آنجایی که ببینم ‏فروغ به یک چیز خاصی رسیده باشد. هم چنان ‏که ظاهراً زندگیش هم همین طور بود. یعنی فروغ ‏چیز معیٌنی را جستجو نمی کرد. در شِعر او حتی ‏خوشبختی یا عشق هم به مثابه چیزی که دنبالش ‏برویم و پیدایش کنیم مطرح نمی شد، او در ‏زندگیش هم هرگز دنبال یک چیز خاص نرفت، ‏خواه به وسیله ی شعر، خواه به وسیله ی فیلم و ‏خواه به وسیله ی هر عامل دیگر. من او را همیشه ‏به این صورت شناختم که رسالت خودش را در ‏حد جستجو کردن، پایان داد.‏
‏[...] فروغ معتقد به روحی در ماورای جسم نمی ‏توانسته باشد و خوشبختی را، شاید خوشبختی ‏های یک کمی جسمی تر را در همین چارچوب ‏زندگی جستجو می کرد و از این لحاظ چقدر واقع ‏بین و حقیقت بین بود و ما این را در شعرش می ‏بینیم. [...]‏

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/26ساعت 21:15 توسط کوتاه |

 

سايت بوستون خبر داد كه به احتمال زياد  «درو گيلپين فاوست»، رئيس قديمي ترين و ثروتمندترين دانشگاه آمريكا يعني هاروارد مي شود....۳۷۱ سال از تاسيس اين دانشگاه مي گذرد و هم اكنون براي اولين بار است كه يك زن بر مسند رياست آن مي نشيند...

اگر چه رقيبان هاروارد مانند« ام ای تی» و «کمبريج» تاکنون روسای زن به خود ديده‌اند ولی برای دانشگاه معروف «هاروارد» اين يک رويداد تاريخی است...دکتر« فاوست» پايان نامه دکترای خود را در مورد تمدن آمريکا نوشته و از متخصصين جنوب آمريکا به شمار می‌رود.

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت 16:8 توسط کوتاه |

 

بنياد آزادي, رشد و آباداني ايران (باران) و موسسه بين‌‏المللي گفت‌‏وگوي فرهنگ‌‏ها و تمدن‌‏ها دو نهاد غيردولتي هستند كه توسط محمد خاتمي، رييس‌‏جمهور سابق كشورمان تاسيس شده‌‏اند امروز خبر ساز شد..

 

 

 

 

 

 

ساعت 7 صبح امروز وقتي كاركنان بنياد به محل كار خود مراجعه كردند، مشاهده نمودند كه درب ورودي ساختمان به زور باز شده و درب ورودي واحدهاي طبقات اول و دوم شكسته و وسائل و مدارك و بخشي از اسناد پخش شده است.

آن طور كه به نظر مي‌‏رسيد سارقان درب اتاق‌‏ها, كمدها و فايل‌‏ها را به زور شكسته و باز كرده اند و ضمن به هم ريختن بخشي از اسناد و مدارك، چندين دستگاه كامپيوتري، ويديو پروژكشن، آمپلي فاير و دستگاه تكثير و همچنين كليه گوشي‌‏هاي تلفن و مهر بنياد باران را همراه خود برده‌‏اند. اين سرقت در شب يا روز بيست و دوم بهمن اتفاق افتاده است كه كاركنان بنياد باران و موسسه بين‌‏المللي گفت‌‏وگوي فرهنگ‌‏ها و تمدن‌‏ها در محل حضور نداشته‌‏اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت 15:49 توسط کوتاه |

 

نازك حريري" همسر "رفيق حريري" نخست وزير فقيد لبنان در نامه‌اي به سيد " حسن نصرالله " دبيركل حزب‌الله،از وي خواستار مشاركت در برگزاري آيين‌هاي سالروز ترور همسرش شد. .. وي در اين نامه خطاب به نصرالله گفته است : " اميد ما به شما است". ..نازك حريري افزوده است رفيق حريري ميان لبناني‌ها تفاوتي قايل نبود كه وابسته به چه طايفه و مذهبي هستند ، او با خود پيمان بسته بود تا از جهاد و همه شهيدان ميهن دفاع كند و حامي آنان باشد و به ياد مي‌آورم كه شما تا آخرين لحظه حيات رفيق حريري در ضمير و وجدان ايشان حضور داشتيد. .. خانواده رفيق حريري و گروه ‪ ۱۴‬مارس در نظر دارند آيين سالروز ترور رفيق حريري را چهارشنبه هفته جاري درمحلي كه هم اكنون در اختيار گروههاي مخالف دولت است برگزار كنند. اين منطقه نزديك آرامگاه رفيق حريري قرار دارد.

ساعت يك نيمه‌‏شب 14 فوريه سال 2005، بر اثر وقوع انفجار در يكي از خيابان‌‏هاي اصلي بيروت، «رفيق حريري» و 20 تن از همراهان وي كشته شدند و سياست لبنان به شدت دستخوش تغييراتي اساسي شد

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/23ساعت 16:36 توسط کوتاه |

 

پانته آ بهرام را آخرين بار در تئاتر"مرگ و شاعر " ديدم ...اين تئاتر را با دوستي عزير ديدم كه خودش اهل تئاتر است و هنر ...در تمام مدت نمايش نمي دانستم پرده هاي هر نمايش را چگونه كنار هم قرار دهم گيج شده بودم ، اصلا نمايش را نمي فهميدم ...فقط صحنه را مي ديدم و تلاش پانته آ بهرام براي حفظ تماشاچيان بر روي صندلي هاي تئاتر شهر!.......

پانته آ بهرام امسال برنده بهترين بازيگر نقش مكمل زن برا ي فيلم بچه هاي ابدي شده است ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/23ساعت 16:12 توسط کوتاه |

 

یک اتفاق عجیب در بهمن امسال،  پخش فیلم دفاعیات خسرو گلسرخی در شبکه سوم سیما  بود ..این دادگاه در بهمن 1352 برگزار شده بود و زیر نویس آن بود"دفاعیات گلسرخی در بیدادگاه شاه " ..گلسرخی سخنانش را با شعر "سرِ زمین کجاست ..ای سرزمین من! ..من در کجای جهان ایستاده ام؟"  شروع می کند ..می گوید یک کمونیست لنینست است ..بعد از اسلام سخن می گوید از جنبش امام حسین ..از امام علی ..و اسلام حقیقی دین خود را به جنبش های آزادی بخش اعطا کرده است ..هر از گاهی دوربین زوم می شد روی چهره کسی که شاید همرزم گلسرخی "کرامت ا...دانشیان"  است ....بسیار عجیب بود فیلمی اینگونه بعد از 33سال پخش شود...نمی دانم قضاوت را باید به کدام تاریخ سپرد؟!!

 

 در فروردین ۱۳۵۲ ساواک گلسرخی و عده ای دیگر را دستگیر می کند و دادگاه معروفش که در بالا از آن گفتم برگزار می شود ..آنچنان که گفته اند به غیر از گلسرخی و دانشیان همه تقاضای بخش عفو و بخشودگی می کنند..بیست و هشتم بهمن ۵۲ گلسرخی و دانشیان با شلیک چند گلوله اعدام می شوند...

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/22ساعت 12:17 توسط کوتاه |

 

ذهنم به بعضی از اشعار شاملو اعتیاد دارد.سراغم که می آیند رهایم نمی کنند..

 

 

              ... و به هنگامی که مرغان مهاجر

     در دریاچه ماهتاب پارو می کشند

خوشا رها کردن و رفتن....خوابی دیگر به مردابی دیگر...خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر...خوشا پر کشیدن ،خوشا رهایی....خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی...........

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/22ساعت 12:15 توسط کوتاه |

 

در بهمن 1331 شاه خطاب به ثریا گفته بود: "می خواهم از ایران خارج شوم زیرا احساس می کنم هیچ محبوبیتی در میان مردم ندارم ..دیروز در مجله ای فرانسوی خواندم سرنوشت فاروق در انتظار شاه ایران است....ملک فاروق برادر فوزیه همسر اول شاه بود که در سال 1952 با کودتای محمد نجیب از خاک مصر اخراج و تبعید شد" ...آن سالها احساس خطر از طرف شاه چندان بی دلیل نبود مادرش و اشرف به دستور مصدق از ایران خارج شده بودند و همچنین بودجه دربار کاهش پیدا کرده بود ..شاه هم هر ماه  ظاهرا 45 هزار تومان مواجب می گرفت و برای ارسال تنخواه به مادر و خواهرش در مضیقه بود...

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/11/21ساعت 19:47 توسط کوتاه |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کارگردان فیلم اخراجی ها گفته است ": دیدگاهی که نسبت به سابقه سیاسی من وجود دارد موجب شد فیلم من آنچنان مورد قضاوت داوران قرار نگیرد ..من از ابندا نه مرغ می خواستم نه سیمرغ ..طبع ما پایین شهری ها با آبگوشت بیشتر در می آید "...ده نمکی رزمنده ،سیاسی، روزنامه نگار، متفاوت، فیلمساز  ....تا حالا نمی دانستم که در پایین شهر زندگی می کنم ..

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/11/21ساعت 19:39 توسط کوتاه |

   

کارمن بن لادن همسر بردار اسامه بن لادن که یک نیمه سوئیسی است در بخشی از خاطرات خود ضمن ابراز نارضایتی از مادرش گفته است: مادرم گرچه از سنت و عرف گذشته اش گریخته است  و با ازدواج با یک مرد سوئیسی هر آن چه در گذشته داشته، رها کرده است ولی در تربیت ما می خواست طبق عرفی به بار آئیم که خودش از آن گریخته است..برای من تمام وقایع چنین خلاصه می شود..اگر اهل خاورمیانه باشی زندگی ات با پنهان کاری پیوند خورده است تو مجبوری بسیاری چیزها را مخفی کنی و خودت را با جامعه اطرافت وفق دهی ...حفظ چهره و ظاهر سازی عین صداقت است..این جا نقش ها مهم تر از شخصیت ها است...

  

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/11/20ساعت 13:59 توسط کوتاه |

 

 بهترین پاره زندگی انسان دیدن کسانی است که دوستشان میداری ..دیروز کسی را دیدم که بر گردنم حق استادی دارد ولی هیچ گاه خودش را فرارتر از یک دوست برایم ندیده است ...می دانم که شاملو را دوست دارد و یار سالهای دور پدرش بوده است پس برایش می نویسم..آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم ...در آستانه پر نیلوفر، که به آسمان بارانی می اندیشید...و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم در آستانه پر نیلوفر باران، که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود...و آنگاه، بانوی پر غرور باران را در آستانه نیلوفرها ، که از سفر دشوار آسمان باز می آمد....

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/19ساعت 13:46 توسط کوتاه |

 

   سنتوری بعد از حذف و حرف و حديث‌  بالاخره نمایش داده شد...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/19ساعت 12:46 توسط کوتاه |

 

صدراعظم آلمان كه به تازگي سفر خود را به كشور هاي حوزه خليج فارس آغاز كرده است ، اعلام كرد باب مذاكرات هسته‌اي با ايران همچنان باز است.
مركل كه كشورش هم‌اكنون تا 6 ماه رياست دوره‌اي اتحاديه اروپا و همچنين رياست يك ساله بر گروه هشت كشور صنعتي دنيا (جي 8) را برعهده دارد، خاطر نشان كرد: «گزينه نظامي عليه ايران مطرح نيست.»

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/18ساعت 9:5 توسط کوتاه |

 

  محمد رضا شاه دركتاب پاسخ به تاريخ نوشته است هم اكنون مي توانم بگويم كه هفته قبل از عزيمتم (بهمن 57) احساس مي كردم كار از كار گذشته است....شاه در آن روزها به رغم سخنان اطرافيانش فاجعه بزرگي كه براي تاج و تختش رخ داده بود را فهميده و اميدش را از داده بود ...درست 4 سال قبل از آن تاريخ يعني بهمن 49 نيز چنين سخناني از شاه نقل شده است .."كار از كار گذشته اشت، چاره اي نيست .." البته فاجعه اي كه آن زمان رخ داد شعاعش تنها متوجه شاه بود و بس ...و آن زماني بود كه دخترش شهناز (دختر فوزيه كه به مدت 20 سال تنها فرزندش بود) با مردي لاابالي، معتاد، هيپي و ظاهرا چپ گرا به نام مهدي جهانباني ازدواج كرد و البته ازدواج آن ها دوام هم پيدا كرد..

آخرين اطلاعاتي كه از شهناز در دست است ..او و شوهرش در لندن زندگي مي كنند..چند بچه دارند هردو مذهبي شده اند و شهناز بدون حجاب در مجامع عمومي ظاهر نمي شود...

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/11/17ساعت 16:32 توسط کوتاه |

 امروز براي اولين بار نمايشي از يك نقال زن ديدم ..فاطمه حبيبي‌زاد  ملقب به گردآفريد ، اولين زن نقال، منقبت‌خوان و پرده‌خوان ايران است ..روايتي از شاهنامه را اجرا كرد ..

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/16ساعت 15:17 توسط کوتاه |

 

هيلاری کلينتون همسر رئيس جمهور سابق آمريکا، یکی از محبوبترین سیاستمداران آمریکا و همچنين يكي از كانديداهاي جدي انتخابات رياست جمهوری سال آينده اين کشور اخيرا گفته است:" ما نمی توانيم، نبايد و نمی گذاريم که ايران به سلاح هسته ای دست يابد."! 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/15ساعت 14:42 توسط کوتاه |

 

ظاهرا حذف بخش عمده اي از فيلم علي سنتوري هم نتواست از حذف شدن اين فيلم در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر جلوگيري كند ..

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/11/14ساعت 15:11 توسط کوتاه |

 

دو روز پیش سالگرد ترور مهاتما گاندی به دست یک ناسیونالیست هندی بود .....

این تصویر را که می بینید پیکره ای از گاندی و زنی به نام مدلین اسلید (میرا)  است...یک دختر انگلیسی و فرزند درياسالار و فرمانده سابق ناوگان دريايى انگليس در هند شرقى ..مدلين اسليد زمانی که ۳۳ساله داشت به تنهايى از بندر مارسى در جنوب فرانسه با كشتى به مقصد بمبئى حركت مى كند تا در آشرام سبارماتى در احمدآباد گجرات در كنار دويست زن و مرد و كودك هندو زندگى زاهدانه و ساده اى را آغاز كند..و در کنار گاندی باشد..در مقاله ای خواندم که  آشنايى مدلين اسليد با گاندى  و اغاز عشق آنها در دوران اوج مبارزه گاندى با «خصم درون» خود صورت گرفت. از اين رو معلوم بود كه داستان اين عشق فرجامى جز ناكامى نمى توانست داشته باشد. گاندى كه نمى خواست مغلوب تن خود شود، رفته رفته توان تحمل حضور ميرا را از دست داد و پس از دو سال او را به آشرام ديگرى فرستاد..

 

+ نوشته شده در جمعه 1385/11/13ساعت 16:12 توسط کوتاه |

 

صبح امروز کریستین امانپور خبرنگار ایرانی الاصل شبکه "سی.‌ان.ان" به خانه آیت‌ الله صانعی در قم رفته   و با وی در خصوص مسائل مربوط به ظهور امام مهدی(ع) گفتگو کرده است . خبرگزاری مهر اعلام کرد امانپوردر ادامه سفر خود به همراه یک طلبه آمریکایی الاصل ساکن در قم که مشغول فراگیری علوم حوزوی است در صحن‌های حرم مطهر حضرت معصومه به گفتگو پرداخت و فیلمبرداران وی نیز اقدام به ضبط این گفتگو که بیشتر در رابطه با علت اسلام آوردن این فرد‌ آمریکایی بود، پرداختند. 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/11/12ساعت 11:11 توسط کوتاه |

 

گرچه هنوز ساختار سنتي افغانستان بر اين كشور حاكم است و لي ظاهرا گروهي از زنان در مراسم تاسوعا و عاشوراي افغانستان، دور از قوانين، عادات و  قواعد قديمي،...به عزاداران مي نگرند...

 
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/11/11ساعت 16:12 توسط کوتاه |

 

به تازگي کتابي با عنوان «محمد رسول الله (ص)» به چاپ رسيد. روي اين کتاب نام «لئو تولستوي» به عنوان نويسنده کتاب و نام «عطا ابراهيمي راد» به عنوان مترجم آمده است. (تهران، نشر ثالث، 1385)..

ظاهرا اين کتاب تلاشي دارد براي به دست آوردن ديدگاه‌هاي اين نويسنده بزرگ روس درباره اسلام. ..

بخشي از آن ترجمه‌اي است که تولستوي از تعدادي از روايات پيامبر (ص) انجام داده است. ..علاوه بر اين چندين نامه هم در اين کتاب درج شده است که مي‌تواند نگاه تولستوي را نسبت به اسلام نشان دهد.
کتاب ياد شده يک مقدمه از‌ «هاکان آل بايراک» رئيس کانون نويسندگان ترکيه دارد که ضمن آن از آقاي عطا ابراهيمي راد که اين اثر را به فارسي نوشته تشکر کرده است.
مقدمه بعدي از آقاي ابراهيمي راد است که مي‌نويسد: سال گذشته وقتي در جمع کانون نويسندگان و شاعران ترک در شهر آنکارا خبر مسلمان شدن تولستوي را شنيدم، موضوع فوق را باور نکردم و دنبال دلائل گشتم تا اين کتاب را به من نشان دادند. عنوانش بود: رساله گمشده تولستوي...!

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/08ساعت 16:23 توسط کوتاه |

 

پابلو نرودا در یکی از اشعارش آورده است" هنگامی که در میان ریشه ها می زیستم خشنودتر بودم تا در میان گل ها .."

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/11/07ساعت 21:0 توسط کوتاه |

آلبر کامو در مقدمه ای بر کتاب "خانه مردم و همراهان" نوشته"لویی گی یو" گفته است: آثار لویی گی یو را دوست دارم و می ستایم زیرا او از مردمانی (اغلب نوشته هایش در مورد مردم فقیر بوده است) سخن می گوید که نه مدحشان می کند و نه تحقیر ..تنها عظمتی را که نمی توان از آنها گرفت یعنی حقیقت را به آنها باز پس می دهد ..این نویسنده بزرگ درمکتب ضرورت و احتیاج درس خوانده و یاد گرفته است که بی آنکه تشویشی به خود راه دهد  درباره انسان به قضاوت بنشیند  و از همین راه به کسب شرم و آزرمی نایل آمده است که به نظر می رسد تقسیم آن در دنیای ما خوب انجام نگرفته است و این امر او را مانع خواهد شد که از فقر دیگران نردبانی برای پیشرفت خود بسازد و بتواند از آن به عنوان موضوع جالب و شورانگیز بهره مند شود..

+ نوشته شده در جمعه 1385/11/06ساعت 13:2 توسط کوتاه |

 

امروز پس از سالها تعزيه ديدم...يادم مي آيد در ارگ قديمي زادگاهم، همراه مادربزرگ به تعزيه مي رفتم  منتظر مي ماندم تا آخر نمايش شود...جنگ آغاز شود ..شمشيرها به هم آويزد...طبل ها به صدا درآيند ..شيپورها بنوازند ..و مادربزرگ اشک بریزد و شیون کند...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/02ساعت 16:7 توسط کوتاه |

 

تمام ديشب.. شعر شاملو در ذهنم زمزمه مي شد...بگذار چنان از خانه به در آيم كه كوچه ها حضور مرا دريابند...

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/01ساعت 14:59 توسط کوتاه |