تبليغاتX
کوتاه
سوال:واقعا وارد سال جدید شدن این همه خوشحالی و ترقه و تورقه داره ...چرا؟؟؟
جواب: تنها زمانی است که تکرار تازگی است ...!!!!


از فردا به مدت هفت روز به اقلید فارس(به خانه پدربزرگ) می روم ...شهرستانی که در آن بزرگ شدم و دوران مدرسه ام در ان جا طی شد ...می نشینم گوشه ای و به یاد دست نوشته ای بر روی یکی از میزهای اتاق مطالعه دانشگاه که حک شده بود "باید این جا یک ساعت بنشینم و فکر کنم در این ده سال چه غلطی کرده ام"!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28ساعت 18:59 توسط کوتاه |

امشب دوباره فیلم کودکان گمشده را از مستند چهار دیدم ... فیلمی از علی صمدی، کارگردان 34 ساله ایرانی ساکن آلمان که برنده جایزه بهترین های سینمای آلمان شده است ...فیلم درباره بچه هایی است که از خانه هاشان دزدیده می شوند و شورشیان مجبورشان می کنند که برعلیه نیروهای دولتی و خانواده هاشان بجنگند و انها را بکشند تا به خدا نزدیک تر شوند و در حفظ تعالیم مسیح شریک باشند ...


کودکان هفت تا سیزده ساله از تجربیات خود در این جنگ ها می گفتند که چطور باید زنان و کودکان دیگر را قطعه قطعه می کردند تا مگس ها بتوانند به راحتی با قطعات بدن آنان به پرواز در آیند...تجاوز به اعضای خانواده و کشتن آنها به فجیع ترین وضع ممکن ...تجربیاتی از بریدن گوشها...التماس انسانها ...فروبردن میخ در پاها و دهها جنایت دیگر که به مدد سانسور در تلویزیون ایران سرپوش بر آنان گذاشته شد ...این کودکان هیچ گناهی را احساس نمی کردند بدون هیچ شرم و یاسی خاطرات خود را می گفتند و سرودهای مذهبی و انقلابی شورشیان را زیر لب زمزمه می کردند ..لبخند می زدند و از به رگبار کشیدن و قطعه قطعه کردن انسانها سخن می گفتند...در مغز کوچک آنها این کار پاداش الهی داشت...کودکانی که هنوز مداد های رنگی و نقاشیهای کج و معوج سرگرمیشان بود و نقاشیهاشان را به هم نشان می دادند و ریز ریز به همدیگر می خندیدند ...

شورشیان اوگاندا که شعارشان مبارزه علیه ظلم براساس تعالیم مسیح است کودکان بکر و معصوم را به قاتلین و جنایتکارانی تبدیل می کنند که خانواده ها از فرزندان یازده ساله خود وحشت دارند و حاضر به پذیرفتن دوباره انها نیستند چنین قصابخانه ای در اوگاندا به راه افتاده است و به قول کارگردان این فیلم هنوز هیچ منبعی در خصوص جزئیات جنگ های داخلی اوگاندا که بسیار طویل بوده، در دست نمی باشد ..این فیلم در اوگاندا به نمایش در نیامده است چرا که هنوز در این کشور جنگ است و کودکان راوی این فیلم در معرض خطرند ....


+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14ساعت 23:29 توسط کوتاه |

این روزها به هر مکان عمومی که پا بگذاری با حجم چشمگیر زنان پوشیه دار رو به رو می شوی ...در خیابانها، بیمارستانها، مترو و هر جایی دیگر....به نظر می رسد گروهی اصرار دارند اخلاق عمومی زنان تغییر کند...نمی دانم شاید از برنامه های اجرایی طرح امنیت اجتماعی است!!!!...رشد سریع و وسیع این پدیده جای سوال می گذارد که این حاشیه برای چه به متن وارد شده است ...دوباره (به زعم گروهی)چه ارزشی افول پیدا کرده که گروهی باورهای خود را چراغ راه آینده این مردم قرار داده اند؟؟ ...



(عجیب است اصلا عکس جالبی از زنان پوشیه دار ایرانی پیدا نکردم)من به شخصه و تا زمانی که این پوشش یک سلیقه شخصی با شد هیچ مشکلی با آن ندارم ولی وقتی گروهی با عقاید افراطی می خواهند اخلاق عمومی را عوض کنند حالم دچار تردید و تهوع می شود.

در گفتگوی دو دختر جوان شنیدم که مجتهدشان فتوا به پوشیه داده است پس قرار است در این باب انقلابی شود ...فقط تنها چیز جالب، طرح چادرهاست؛ پارچه های این چادرها که معمولا جنسی مرغوب دارند چنان بر شانه های دختران و زنان می نشیند که اندام شانه را به طرز دلبرانه ای نشان می دهد و چشمان براق مردان را به دنبال می کشاند ...خدایا تاریخ بر ما چه قضاوت خواهد کرد؟؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/12/11ساعت 19:13 توسط کوتاه |

ذهن دیگر تکان نمی خورد همه حواس ایست کرده اند در مردابی؛ همه چیز راکد، ساکت، آرام و خموش است ....خبری هم از موج و شتاب و خشم و خروش نیست..راه بهتر زیستن فریب دادن خود است ...با فریب های کوچک خودمان را قانع می کنیم و باور کرده ایم که باید همین باشد ....
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/09ساعت 12:5 توسط کوتاه |

گر چه مدت کوتاهی را سر جلسه امتحان کارشناسی ارشد گذراندم اما یک گاف بزرگ را از همان ابتدا رویت کردم ...(منصفانه بگویم گاف نبود؛ اما درست هم نبود!..تاریخ جا پای شک دارد)



یکی  از سوالات بخش تاریخ مربوط به نام اولین روزنامه چاپ شده در ایران بود ...چهار گزینه انتخابی اش هم به ترتیب عبارت بودند:...روزنامه پرورش به مدیریت میرزا علی محمد خان کاشانی متخلص به ثریا(انتشار:1318قمری) ... روزنامه تربیت به مدیریت محمد علی فروغی(نمی دونم ولی هر چه است فروغی جدیدتر و همزمان با دهخدا بوده است )...آن یکی صور اسرافیل میرزا جهانگیر خان شیرازی(1325قمری) و آخری که به احتمال زیاد گزینه درست بود روزنامه "دولت علیه ایران "(انتشار: 1264قمری).....
اما با استناد به منابع گوناگون و از جمله نوشته های رابینو که ماخذ کتابهای گوناگون تاریخی است "کاغذ اخبار" اولین روزنامه چاپی ایران است که در سال 1252 قمری انتشار یافته است...در زمان حکومت محمدعلی شاه، تعدادی از جوانان از سوی عباس میرزا (نایب السلطنه) برای تحصیل به انگلیس می روند ... در بین آنها میرزا صالح شیرازی که جوانی زیرک و منسوب به دربار یود به مدت سه سال به تحصیل زبانهای مختلف پرداخت و رهاورد سفرش به ایران یک دستگاه چاپ بود که فنش را نیز آموخته بود...کاغذ اخبار بلافاصله با ورود دستگاه چاپ و مدیریت میرزا صالح منتشر شد ..این روزنامه حکومتی بود و سه یا چهار سال در آمد و به خاطر رفتار و بی کفایتی حاجی میرزا آقاسی انتشارش متوقف شد ...دوازده سال بعد بود که گزینه درست امتحان دیروز یعنی روزنامه "دولت علیه ایران " منتشر شد و برای مدت طولانی (شاید 60 سال) با اسامی مختلف ادامه داشت ...من که درس نخوانده به سر امتحان رفتم اشتباهات را این گونه مشهود و معلوم یافتم و به خود حق دادم در چند سطری آن را واگویه کنم ...سوال اینجاست دیگران درس خوانده چگونه می توانند خیالات و توجهات خود را از این خطاها بپوشانند؟؟!!!
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/12/02ساعت 20:38 توسط کوتاه |