تبليغاتX
کوتاه

هیس هیس

 عشق لرزه تئاتر خوبی بود که بعد از چند روز که از تماشایش گذشته،  هنوز در ذهنم شناور است، تعدادی از دیالوگهایش، تکان ها و لرزشها و لغزشها که در زندگی اطراف ام است همین هایی که پیشترها حس کرده بودم و حالا عریان برایم به نمایش در آمده بود ..تصویری از گذشته...

در این چند مدت که به برکت مص تئاترهای خوب زیاد می بینم این یکی را بهتر از دیگران فهمیده ام با این  که فکر می کردم این روزها رومولوس و شاه لیر  بهتر درک شود که نقد قدرت است تا  عشق لرزه که تنها نقد عشق است.... شاید بعد از این همه زمان حالا می توانم بفهمم و البته درک نکنم که تئاتر بالاترین زبان روشنفکری است که درک هنرش نه مثل لیدهای خبر و گزارش در لحظه ای فوری جان می گیرد و در لحظه ای فوری تر جان می بازد که در لحظه ای که نمی دانم کی جان می گیرد و در لحظه ای نمی دانم کی شاید جان ببازد ....در این چند ماه اخیر یاد گرفته ام قرار نیست  های و هوی به راه اندازی و هر چه را از هر نمایش فهمیده ای بنگاری ...اهلش هر جا که باشند به سراغش می روند این روزها بهتر است بعد از هر نمایش بیشتر سکوت کنی و و این که هیس هیس ...که جغدهای وو ووی شباهنگام به تاریکخانه مان قدم نگذارند تا با سوسوی نحس نگاهشان عکس های عاشقانمان نابود شوند ...

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/26ساعت 12:16 توسط کوتاه |

 دولت کلا راضی نیست که  گروهی از انسانها(کودکان و نوجوانان) در آرامش و زندگی بدون سیاست  سپری کنند به همین دلیل  به زودی  چهار هزار مدرس تربيت سياسي به مدارس اعزام مي شوند تا کلا فضا را یکدست کنند حالا نمی دانم این به نفعش می شود یا ضررش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

چهار هزار مدرس تربيت سياسي به مدارس اعزام مي شوند تا در کنار انواع تربيت هاي فرهنگي موجود، دانش آموزان براي «مقابله با تهديد هاي بيگانگان» و «آگاهي دانش آموزان از فتنه هاي دشمن براي نابودي انقلاب اسلامي»، تربيت علاوه شوند!!!!!!!!!!!!

 هفته گذشته صحبت از استقرار دائمي روحانيون در مدارس بود و پيشتر از آن هم مسوولان از طرح هايي چون حضور نيروهاي پليس در مقابل مدارس و تشکيل پايگاه هاي بسيج دانش آموزشي در مدارس ابتدايي پرده برداشته بودند، تا همه اينها نشان از نارضايتي عميق حکومتي از فضاي فرهنگي و سياسي مدارس داشته باشد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1388/08/23ساعت 9:48 توسط کوتاه |

 

می خواستم بروم مراسم نکوداشت عباث جعفری که پشیمان شدم  .. دیگر حوصله ام از حسرت ها و افسوس ها و ...تمام شده است ... گروهی  داشتند می رفتند تا صحه بگذارند بر زنده بودنش و همان معجزه ها که وجود  دارد ....گروهی تجربه دیده هم سر تکان می دادند که دریای هند به که رحم کرده که به این یکی رحم کند ...دیگرانی  خشمگین از بی توجهی اش به قانون ها... که عبور آب های خطرناک  آن هم با کایت تخصص می خواهد که عباث حقش همین بود و بعد هم بغضی از سر ناراحتی ....و همه این ها این که عباس گردشگر ماجراجو بود و همه کسانی که توریسم کارند می دانند گردشگران ماجراجو بعد از ماجراهاشان می گویند که هنوز از سر اتفاق زنده اند هنوز ؟؟....

می توانم بفهمم که خود عباث حتما آخر شدن این گونه می خواسته است باز هم هم امیدوارم معجزه ای از آسمان بیفتد که آخرش نباشد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20ساعت 23:33 توسط کوتاه |

 

یکی از بچه ها زنگ زد نمایشگاه می آیی گفتم نه ...بعد من زنگ زدم به یکی دیگه که بریم گشتی بزنیم تو نمایشگاه داد زد که چی !!!!!!!   کدام مطبوعات  کدام روزنامه  بعد هم همان حرفهای پس و پیش که کدام کشک ..کدام پشم ...راست می گفت زیاد دل و دماغی برای رفتن نیست...خبرنگار رادیو جوان اعلام کرد امسال نمایشگاه کم رونق تر از سال گذشته است انگار مستقیم گزارش می داد پر از هیجان چند دقیقه بعد از پیام بازرگانی کمی آرامتر و بی هیجان می گوید این تنها نظر شخصی خودش بوده است این آن بوده است که خودش فقط دیده است!!!!!

البته نمایشگاه امسال یک مقدار متنوع بود ببینید:

+ نوشته شده در شنبه 1388/08/02ساعت 11:15 توسط کوتاه |