روزنامه اعتماد را که ورق می زنم چشمم به تصویری از یلتسین می افتد..و گزارشی که در ابتدایش آمده است"23 آوريل کاخ کرملين در بيانيه يي کوتاه اعلام کرد که «بوريس يلتسين» رئيس جمهور سابق روسيه درگذشته است، اين بيانيه چنان کوتاه بود که به نظر مي رسيد مسکو به عمد مي خواهد از برگ خاکستري تاريخ خود بگريزد. مردي که در چند کلمه خبر مرگ وي داده مي شد نقش مهمي در زندگي ملت روسيه بازي کرده بود اما نه آن گونه که مورد تقدير هموطنانش قرار گيرد. وي همچون تمامي بازيگران مهم سياسي در عرصه ملي و بين المللي دوستان و دشمنان زيادي داشت با اين تفاوت که دوستانش عمدتاً دشمنان و رقباي روسيه تلقي مي شدند و دشمنانش کساني بودند که روزگاري وي را به رهبري کشور گماشته بودند."...در بالای صفحه اظهار نظرهایی از مقامات سیاسی درباره یلتسین نوشته شده است ..همه آنها به نقش بزرگ او در انحلال شوروی ، آزادی، اصلاحات اقتصادی و...اشاره داشتند...همه این مقامات سیاسی در حالی از عملکرد او به نیکی یاد می کنند که او در آخرین سخنرانی خود از مردم روسیه عذرخواهی کرده بود ...مردمی که این روزها می خواهند به راحتی از کنار مرگش بگذرند و بر بی اهمیتی آن تاکید کنند... اما چیزهایی را فراموش نمی کنند جنگ در چچن و مرگ هزاران نفر ؛یلتسین در ذهن آنها یک جنایتکار جنگی است.. پایین آمدن سطح زندگی ... فروپاشی روسیه؛ تبدیل به کشوری عادی و نه ابرقدرتمند ، پایان تاریخ با شکوه قدرت ...فساد مالی...

وقتی پرونده یک انسان با مرگ بسته می شود همه چیز برای حدس و گمان و قضاوت آماده می شود ...احتمالات و پیش بینی ها به حداقل می رسد ( البته همیشه در درس های "احتمال" که البته آن را هم گذرانده ام قضاوت در مورد انسانها و هر چیز را با در نظر گرفتن اندکی خطا در نظر می گیرند یادم است زمانی هم که می دانستیم یک اتفاق واقعا افتاده است آن را یک هزارم خطا قبول می کردیم)..با این حال خبری خواندم از سیاستمداری از روس که گفته بود قضاوت در مورد یلتسین را به تاریخ و نه به مردم واگذار کنیم بسیاری از مردم او را درک نکردند..... نویسنده ای دیگر گفته است: "یلتسین در دورانی شکننده وارد تاریخ کشور ما شد و از این رو نقش وی، مسلم است که تضاد دارد. در تاریخ ما امیدها و حوادث اسفبار بسیاری با وی مرتبط هستند. من فکر می کنم که آن دوره را تنها تاریخ نگاران آینده بتوانند کاملاً ارزیابی کنند"..... طبقه سیاستمدار ، جامه شناس ، هنرمند و مانند آنها همه برایش اکرام قائلند و فقط مردم عادی هستند که حتی بعد از حکومتش خشمشان از او بیش تر شده است ..سال 2000 محبوبیتش 25 درصد است ..سال 2006 محبوبیتش 15 درصد است ...اگر همین سالها را تاریخ فرض کنیم و بخواهیم تحلیلی بر رفتار مردم عادی داشته باشیم می بینیم مردم هر چه گذشته بر مخرب بودن او تاکید ورزیده اند و هنوز به حرفهای سیاسیون و جامعه شناسان خود اعتقادی ندارند...تحلیل و نظر را باید به اهلش سپرد فقط چیزی که می دانم آن است که هر سیاستمداری که در دوره گذار بر جامعه ای حکومت کند تمام عملکردش به زیر سوال خواهد رفت سوال به معنای واقعی اش!!..دوباره چشمم به گزارش اعتماد می افتد درآخرش آمده بود ". براي مرگ اين رئيس جمهور هيچ اشکي در روسيه ريخته نخواهد شد و تاريخ اين کشور هرگز از وي به نيکي ياد نخواهد کرد."
شبكه ۳ با دادن يك شماره تلفن از مردم خواست تا محبوبترين چهره سياسي سال ۱۳۸۵ را انتخاب كنند...

اين اقدام كه توسط پايگاه اطلاع رساني حزب جوانان ايران اسلامي انجام شده است از علاقمندان خواسته است تا محبوبترين چهره سياسي خود را از ميان احمدي نژاد ، حدادعادل ، خاتمي ، قاليباف و هاشمي رفسنجاني انتخاب كنند...
بوش از امروز سفر خود را به کشورهای آمریکای لاتین و از جمله ونزوئلا آغاز می کند ..به گزارش رویترز او برای جلب افکار عمومی مردم آمریکای لاتین سخنرانی مفصلی در خصوص تجلیل از "سیمون بولیوار" قهرمان آزادیخواه و نزوئلا کرد و گفت:" تندیس سیمون بولیوار زیاد از کاخ سفید دور نیست.. ژنرال سیمون بولیوارمتعلق به تمام کسانی است که عاشق آزادی هستند ....وی همانند جورج واشنگتن برای آزادی ملت ها مبارزه کرد ..این ماموریت ماست که انقلابی که این دو را کامل کنیم .."
![]()
باید دید بوش با این سخنانش تا چه حد مورد استقبال مردم کشوری که، رئیس جمهورش مورد علاقه کشورش است و از حکومت خود به عنوان جمهوری بولیواری یاد میکند، قرار می گیرد ...البته چاوز هميشه به بوش و كاخ سفيد انتقادهاي جدي داشته است چندي پيش هم اعلام کرده بود که ماموران سیا تلاش گستردهای را برای ترور وی آغاز کردهاند. ...از اين ها كه بگذريم تندیس سیمون بولیوار سه سال پیش هم در تهران پرده برداری شد آن زمان افرادی بسیاری (از جمله اصولگرایان ) با نصب مجسمه بولیوار مخالفت کردند ولی چمران با انداختن چفیه بر گردن هوگو چاوس ضمن پرده برداری از تندیس بولواری را در تهران به یاد او نامگذاری کردند... سیمون بولیوار قهرمان ملی ونزوئلا که در سال 1830 از دنیا رفت نقش بسیار مهمی در شکل گیری نخستین جمهوری در ونزوئلا داشت جمهوری بزرگی در کلمبیا تشکیل داد و کشورهایی را از زیر سلطه اسپانیا در آورد ..قسمتی از سرزمین پرو هم اکنون به دلیل نام او بولیوی خوانده می شود ..مورخین گروهی از میراث خواران بولیوار را دیکتاتور و مستید دانسته و نمونه بولیواریسم را هم اکنون در ونزوئلا هوگو چاوس می خوانند...
۴۰ سال از مرگ مبارز استقلال طلب و از خود گذشته ،دكتر محمد مصدق، مي گذرد ...

شناخت شخصيت دكتر مصدق و نقش حساس او در تاريخ معاصر ايران بر هيچ ملي گرايي پوشيده نيست..موجي عظيم و كوتاه اما ماندگار بود كه در دوره سلطنت پهلوي ها اتفاق افتاد و توانست نخستين حركت را براي استقلال و آزادي ايران شكل دهد ..مصدق در دوران كوتاه نخست وزيري اش به هر آنچه كه با مردم ميثاق كرده بود جامع عمل پوشاند و بدين ترتيب قانون ملي شدن صنعت نفت كه از باشكوه ترين افتخارات و مستندات تاريخ معاصر ايران است براي هميشه درذهن توده ها جا گرفت ...بزرگمردان و آزادگاني همچون او هميشه فضا را براي گروهي كه تنها خواهان منافع شخصي اند تنگ مي كند چه بسا كه براي او هم اين گونه شد ؛انسانهاي بزرگ بايد از خود گذشته باشند تا بتوانند كارهاي بزرگ انجام دهند چنان كه او بود...تنها گناهش اين بود كه مي خواست مملكت را از سلطه استعمار داخلي و خارجي به در آورد.چنان چه در آخرين دفاع خود در دادگاه نظامي گفته بود"آري تنها گناه من و گناه بزر گ من اين است كه صنعت نفت ايران ملي كردم وبساط استعمار واعمال نفوذ سياسي واقتصادي عظيم ترين امپراطوري جهان را از اين مملكت بر چيدم وپنجه در پنجه مخوفترين سازمانهاي استعماري وجاسوسي بين المللي در افكنده ام وبه قيمت از بين رفتن خود وخانواده ام ونيز به قيمت جان ،عرض ومالم خداوند مرا توفيق فرمود تا باهمت واراده مرد م آزاده اين مملكت بساط اين دستگاه وحشت انگيز را در نوردم ،من طي اين همه فشار وناملايمات وتهديدها از علت اساسي واصلي گرفتاري خود غافل نيستم وبه خوبي مي دانم كه سر نوشت من بايد مايه عبرت مرداني شود كه در آينده ممكن است در سراسر خاور ميانه در صدد گسيختن زنجير بندگي وبردگي استعمار برآيند .حيايت وعرض ومال وموجوديت من وامثال من در برابر حيات واستقلال وعظمت وسرافرازي ملييونها ايراني ونسلهاي متوالي اين ملت كوچكترين ارزشي نداردو از آنچه برايم پيش آورده اند هيچ تاسف ندارم ويقين دارم وظيفه تاريخي خود را تا سر حد امكان انجام داده ام عمر من وشما وهر كس چند صباحي دير يا زود به پايان مي رسد ولي آنچه مي ماند حيات وسرافرازي يك ملت مظلوم وستمديده است"....مصدق ،نوه عباس ميرزا وليعهد قاجار، كه البته خون اجدادي اش هيچ گاه نتوانست در او به جريان افتد 14 اسفند 1345 به دليل بيماري سرطان درگذشت وصيت كرده بود او را كنار شهداي 30 تير در ابن بابويه دفن كنند ولي با مخالفت شاه چنين نشد و او در يكي از اتاق هاي خانه اش در احمدآباد به خاك سپرده شد ...امروز دوستداران او بر سر مزارش جمع مي شوند تا تجديد ميثاقي با او داشته باشند يادش گرامي باد...
لطیف پدرام رهبر یکی از مهمترین احزاب اپوزیسیون افغانستان در گفتگویی با ژیلا بنی یعقوب با لحنی ملایم به روشنفکران ایرانی انتقاد کرده و گفته بود بسیاری از آنها درباره اوضاع افغانستان سطحی برخورد و داوری می کنند و عمق آن را نمی بینند ... اگر واقع بینانه نگاه کنیم باید کمی به پدرام و امثال او حق دهیم چرا که مشکلات آنها در ایران با موضع گیری خاصی از طرف روشنفکران دنبال نشد و روشنفکران ایرانی دچار همان عوام زدگی معمول، اشغال كشور توسط مهاجران فقیر، شده اند ...

چهارشنبه گذشته گروهی از روزنامه نگاران افغان به سراغ "محمد خاتمی رئیس جمهور دوست داشتنی به تعبیر خودشان " آمدند تا شاید دری برای مناسبات تبادل جریان روشنفکری بین ایران و افغان ایجاد شود ....خاتمی به آنان گفته بود: استبدادزدگی تاریخی و حکومت هایی که تحمل آزادی بیان و نقد را ندارند موجب آن شده که مطبوعات در این کشورها به موضوعی تشریفاتی تبدیل شود ...یکی از روزنامه نگاران افغان هم ضمن اعلام این مطلب که خاتمی چهره ای دوست داشتنی درافغانستان است به او گفته بود: در چارچوب گفت و گوی تمدن ها که شما مبتکر آن بودید ما انتظار توجه بیش تری را داشتیم ما فرزندان همین حوزه تمدنی هستیم ..ما بحران عمیق و استخوان شکنی را تجربه کردیم به همین دلیل ما قدر آرامش را بیش تر از سایر مردمان ازجمله ایرانی ها می دانیم "....گفتگوی این خبرنگار قابل تامل است ...شاید صحبت اخیر این روزنامه نگار افغان حکایت از همان گله پدارم و انتظارات افغانها از ایران در حوزه فرهنگ و تمدن دارد..شاید هم گله ای است پنهان که در آینده پس از داشتن افغانستانی مقتدر سرباز کند..

مدتی قبل شایعه مرگ کاسترو که به تعبیر خودش شایعه ای خنده دار بود در سراسر جهان پخش شد و دوستانش از جمله چاوز گفته بود "حال فیدل خوب است و ما امیدواریم 80سالگی فیدل به 90سالگی و 100سالگی برسد "...طی 50سال گذشته موقعیت کاسترو در ایران فراز و نشیب های فراوان داشته است ..از طرفداران روشنفکر و کمونیست های ایرانی سالهای 30 که او را الگویی مناسبی برای خود می دانستند تا نسل جدید ایران که او را مغایر با اساس دموکراسی و یک دیکتاتور می دانند...به هر حال این فراز و نشیب در خود کوبا نیز وجود دارد در سالهای 1958و 59که انقلاب کوبا شکل گرفت روزنامه ها به نقل از ارنست همینگوی داستان نویس نام آشنا نوشته بودند"انقلاب کوبا ضرورت دارد ولی بعدش !!! ...و گفته ناتمام مانده بود...به هر حال در محبوبیت کاسترو بین بسیاری از مردم و از جمله اقشار مختلف ایرانی شکی وجود ندارد...چند سال بیش بهزاد فراهانی نمایشنامه"مسافری از کارائیب "را با الهام از سفر وی به ایران نوشت و علاقمندی خود را به این پیر مبارز آمریکا اعلام کرد....مهم این است که گروهی معتقدند اتقلاب کوبا با فیدل زنده است و با مرگ وی از بین خواهد رفت ...طی سالها گروهی از کوبایی های مخالف(دخترش یکی از مخالفان سرسخت اوست)و سازمان جاسوسی آمریکا با اعتقاد به همین عقیده نقشه های بسیاری برای ترورش کشیدند...یک بار در سیگار برگش(سیگار برگ در کوبا نشانه مردمی بودن است)به جای تنباکو مواد منفجره گذاشتند...یک بار لباس شنایش را به قارچ سمی آغشته کردند.. یک بار یکی از معشوقه هایش سعی در خوراندن یک قرص به او داشت...یک بار زیر تریبونش بمب کار گذاشتند...با تمام این حرف ها مرد شماره یک کوبا همچنان زنده است...و تاریخ(بعد از مرگش )بر اعمال او قضاوت خواهد کرد....

شهرام جزايري عرب،كه چندي پيش مجدداً محاكمه شده و قرار بود راي وي تا چند روز آينده صادر و اعلام شود، براي فرار از مجازات سنگين خود از زندان گريخت. گفته مي شود وي پس از فرار از زندان از كشور خارج شده است. شهرام جزايري به جرم اخلال در نظام اقتصادي كشور 5 سال پيش به 30 سال زندان محكوم شده بود. ..مجتمع قضايي امور اقتصادي،در خصوص اخبار منتشره راجع به متواري شدن شهرام جزايري عرب، متهم به تحصيل مال به طريق نامشروع و استفاده از سند مجعول و پرداخت رشوه به اطلاع ميرساند نامبرده كه در معيت مامورين مراقب به صورت تحتالحفظ جهت شناسايي اموال، در حال اعزام به محل استقرار كارشناسان منتخب دادگاه بوده در نتيجه اغفال مامورين، متواري گرديده است ...
بنياد آزادي, رشد و آباداني ايران (باران) و موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها دو نهاد غيردولتي هستند كه توسط محمد خاتمي، رييسجمهور سابق كشورمان تاسيس شدهاند امروز خبر ساز شد..

ساعت 7 صبح امروز وقتي كاركنان بنياد به محل كار خود مراجعه كردند، مشاهده نمودند كه درب ورودي ساختمان به زور باز شده و درب ورودي واحدهاي طبقات اول و دوم شكسته و وسائل و مدارك و بخشي از اسناد پخش شده است.
آن طور كه به نظر ميرسيد سارقان درب اتاقها, كمدها و فايلها را به زور شكسته و باز كرده اند و ضمن به هم ريختن بخشي از اسناد و مدارك، چندين دستگاه كامپيوتري، ويديو پروژكشن، آمپلي فاير و دستگاه تكثير و همچنين كليه گوشيهاي تلفن و مهر بنياد باران را همراه خود بردهاند. اين سرقت در شب يا روز بيست و دوم بهمن اتفاق افتاده است كه كاركنان بنياد باران و موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در محل حضور نداشتهاند.
یک اتفاق عجیب در بهمن امسال، پخش فیلم دفاعیات خسرو گلسرخی در شبکه سوم سیما بود ..این دادگاه در بهمن 1352 برگزار شده بود و زیر نویس آن بود"دفاعیات گلسرخی در بیدادگاه شاه " ..گلسرخی سخنانش را با شعر "سرِ زمین کجاست ..ای سرزمین من! ..من در کجای جهان ایستاده ام؟" شروع می کند ..می گوید یک کمونیست لنینست است ..بعد از اسلام سخن می گوید از جنبش امام حسین ..از امام علی ..و اسلام حقیقی دین خود را به جنبش های آزادی بخش اعطا کرده است ..هر از گاهی دوربین زوم می شد روی چهره کسی که شاید همرزم گلسرخی "کرامت ا...دانشیان" است ....بسیار عجیب بود فیلمی اینگونه بعد از 33سال پخش شود...نمی دانم قضاوت را باید به کدام تاریخ سپرد؟!!

صدراعظم آلمان كه به تازگي سفر خود را به كشور هاي حوزه خليج فارس آغاز كرده است ، اعلام كرد باب مذاكرات هستهاي با ايران همچنان باز است.
مركل كه كشورش هماكنون تا 6 ماه رياست دورهاي اتحاديه اروپا و همچنين رياست يك ساله بر گروه هشت كشور صنعتي دنيا (جي 8) را برعهده دارد، خاطر نشان كرد: «گزينه نظامي عليه ايران مطرح نيست.»

هيلاری کلينتون همسر رئيس جمهور سابق آمريکا، یکی از محبوبترین سیاستمداران آمریکا و همچنين يكي از كانديداهاي جدي انتخابات رياست جمهوری سال آينده اين کشور اخيرا گفته است:" ما نمی توانيم، نبايد و نمی گذاريم که ايران به سلاح هسته ای دست يابد."!
