<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کوتاه</title>
<link>http://20tir.blogfa.com/</link>
<description>شرحي ندارد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 24 Oct 2009 07:44:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نمایشگاه مطبوعات!!!!</title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-266.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;یکی از بچه ها زنگ زد نمایشگاه می آیی گفتم نه ...بعد من زنگ زدم به یکی دیگه که بریم گشتی بزنیم تو نمایشگاه داد زد که چی !!!!!!!   کدام مطبوعات  کدام روزنامه  بعد هم همان حرفهای پس و پیش که کدام کشک ..کدام پشم ...راست می گفت زیاد دل و دماغی برای رفتن نیست...خبرنگار رادیو جوان اعلام کرد امسال نمایشگاه کم رونق تر از سال گذشته است انگار مستقیم گزارش می داد پر از هیجان چند دقیقه بعد از پیام بازرگانی کمی آرامتر و بی هیجان می گوید این تنها نظر شخصی خودش بوده است این آن بوده است که خودش فقط دیده است!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 07:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=266</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-266.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هزار توی تاریخ</title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-265.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#330099&gt;&lt;STRONG&gt;امروز هم ادامه همه روزهای این روزهای اخیر است&lt;/STRONG&gt;.....&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000066&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#003333&gt;دوباره رویدادی به  فراموشی رانده می شود  تا دیگری اثری نداشته باشد رویدادی که چون به مرگ رسد همه می گویند نمرد ..کشته شد ...امروز روز جهانی جهانگردی بود  نه کسی یادش بود و نه قرار بر این که کسی یادش باشد .... و ما افسوس روزهایی در روزهای دور دور که ...حداقل غوغایی داشت ....&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 234px; HEIGHT: 265px&quot; height=295 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.dvdbazar.ir/pic/Lolek_Bolek_03.jpg&quot; width=234 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 12:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=265</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-265.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-263.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ffffff&gt;لتاتتا&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 11:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=263</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-263.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>افزایش حقوق!!!!!!!!!!</title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-233.aspx</link>
<description>این شایعه افزایش حقوق کارمندان دولت هم فقط شایعه بود  نزدیک به 70 هزار تومان از حقوق های ناچیزمان کم شده است و هر روز  سیاه لشکر می شویم و می بینیم بر باد رفتن پولهایی که بر انبان دیگری نهاده می شود ...&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 19:11:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=233</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-233.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقدامی نوین </title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-231.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;نخستين بار يک مکمل غذايي «مولتي سانستول» تاریخ مصرف گذشته توسط من و مادرم از سطح داروخانه های قسمتی از تهران بزرگ جمع آوری شد ..چند روز پیش که این داروی به نسبه گران را خریدم و متوجه تاریخ مصرف شدم مادرم با مراجعه به یک داروخانه سبب خیر شد و طی یک دستور ناگهانی داروساز تمام این داروها دور ریخته شد و بعد به دنبال این دارو دنبال تاریخ مصرف گذشته های پیدا و از داروخانه های دیگر هم پاکسازی شدند....فقط تصور کنید که اگر من نبودم و آن تاریخ نامرئی ۲۰۰۶ تا ۲۰۹ را نخونده بودم این داروها تا کی می خواست به مردم بیچاره تلقین شود ....&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 07:57:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=231</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-231.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>می گفتند  نمک خوردن و نمکدون شکستن </title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-230.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستم می گه خدا خیلی عجول شده حوصله هم نداره زود زود داره حساب این و اون تو دنیا پس می ده فقط نمی دونم چرا خدا به ما که می رسه (مقصود حال رساندن است) می زنه رو دور تند ....امروز که به ساختمان وارد شدیم انگار نه انگار که دو هفته صاحب مجموعه شده بودیم و برای خودمون یک حاج خانم ...خانم های دم در با همان نگاههای نافذ نگام می کردند و لبخند مظلومانه این چند روزشون هم محو شده بود نگهبانی هم سلام کرد و نکرد نفهمیدم چرا که یک کمی در روزهای پیش اغراق کرده بودیم که به مذاقشان سازگار نبود ...همه چیز مثل همیشه ...فقط شاید دیگه روزهای آخر تو این ساختمان پیچ در پیچ حج و زیارت باشیم و به این اجاره نشینی هشت نه ساله پایان دهیم چون دیگه حنامون براشون نداره .... یکیشون می گفت نمک خوردید و نمکدون را شکستید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 May 2009 11:27:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=230</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-230.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواستگ</title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-229.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اقدامات اخیر و مهم دولت نهم در پایان عمر کاری انجام اعمال خیر و تشویق به فریضه مقدس ازدواج است (حداقل در محل کار خودم) اخیرا آنقدر از جانب مدیران خواستگار های متعدد که البته اکثر آنها دوستان از راه مانده ، در جا مانده ، رانده شده ، به زمین خورده ، فراموش شده شان  آنهم از در دوقوزآبادهایی که نامشان را نشنیده ایم و بعد ملتفت می شویم که فلان کاره در فلان شهر ناشناس بین مرزهای سیستان و کرمان که تا همین چند سال هیج کس ندیده بودشان و حالا افتخار خواستگاری را به گروهی خوش شانس داده اند ...اینجانب نیز از چنین مرحمتی بی نصیب نبودم و پس از یک سر درد طولانی و یک هفته دپرسی و کنکاش عیوب در چهره و رفتارم که چه شده که اینجانب انتخاب شده ام داستانی کوتاه نوشتم که در فیس بوک درج شده است.   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 11:08:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=229</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-229.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجکم مقبول </title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-227.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط تصور کنید امروز چقدر مورد احترام واقع شدیم دیگه دربان در به جای نق زدن دست تکون می داد خانم های حفاظت دم در بهت دقیق خیره نمی شدند همشون نگران بودند به غیر از جوونها که می گفتند آخیش بالاخره می تونیم شلوار جین بپوشیم ...فقط تصور کنید یک قدرت برتر یک دفعه بره زیر مجموعه قدرت کوچک... هم غم انگیزه هم خیلی مدرنه !!!....تا دیروز سلام به زور می کردند حالا یک لبخند پر از غم رو لباشونه می دونن که ممکنه حقوقشون کمتر بشه چون می خوان بچسبن به ما ....هر کدام از بچه هاداشتند جای پارک ماشینهاشون را انتخاب می کردند فکر ناهارهایی فوق العاده ای که تا دیروز پرسی ۶۰۰۰ هزار تومان می خوردی و الان احتمالا با یک فیش ۲۰۰ تومانی ..و این که این ساختمون تو در و تو و شگفت آور دیگه متعلق به گردشگری می شه ...حس قدرت خودشم خوبه &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Apr 2009 11:58:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=227</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-227.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدیریت به سبک پادگان </title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-228.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو تا همکار دارم که نمی تونن زود بیان سر کار چه در دولت قبل چه الان ...یکیشون می گه زود بیام افسرده می شم اون یکی هم میگه ما نسل در نسل تا ساعت ۱۰ می خوابیدیم ...از دست هیچ کس هم هیچ کاری بر نمی یاد ...دو تا آقای کامل و بالغ و فوق لیسانس و یقه لباس تا خرخرخه بسته ...مدیرمون یک بار تذکر داد دو بار سه بار ....تا پس از یکسال یک فکر به نظرش رسید دیروز تو جلسه سر من داد  زد که اگر کسی بخواد بی نظم باشه و کاری نکنه باید بره ...من که اعتراض کردم گفت سیستم من پادگانه اگه یک نفر دیر بیاد بقیه باید تنبیه بشن تا اونا دلشون برای بقیه بسوزه و دیگه دیر نیان!!!!!!!!!!!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 12:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=228</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-228.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پایان ماموریت </title>
<link>http://20tir.blogfa.com/post-226.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگشتم محل کار خودم ... در این یک ماه اخیر که نبودم تجربه ها دیدم!!!!!!  که احتمالا باید بنویسم ولی نه این جا که در گوشه هایی از دفتر یادداشتم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot;&gt;...دیروز همایشی بزرگ برگزار شد و آنچه باقی گذاشت حرف هایی بود که برایم داشتند و نه من برای آنان....ایرانیانی که دیگر ایرانی نبودند با آن شکل و شمایل شیک که نمی دانم آیا حاضر به ماندن بیش از چند روز در ایران هستند یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;رونوشت: فقط خیلی خوشحالم که تا دوشنبه می تونم ساعت ۹ بیام سرکار.... چون ماموریتم تا آخر فروردین  هست و من همین الان هم می تونم بزنم از اداره بیرون...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 10:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=20tir&amp;postid=226</comments>
<dc:creator>20tir</dc:creator>
<guid>http://20tir.blogfa.com/post-226.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
